بدبختانه همه ی آدما احتیاج دارن  یه جایی یه طوری به یه چیزی محبت کنن . به آدم دیگه ، به سگ، به گربه، به درخت ، به هرچیزی که زنده باشه. شاید اینکه بتونه حس کنه یچیزی رو خوشحال کرده یا راضی یا هر چیز دیگه ای که به خاطر محبت کردن پیش میاد ، بهش حس مفید بودن و رضایت از خود میده . برای اینکه آدم حالش از خودش بهم نخوره . و برای اینکه خودش رو دوست داشته باشه. تا دیوونه نشه و به جنون نرسه. چه روز بدیه اون روزی که آدم به خودش ثابت کنه تو هر چیزی گند میزنه. روزی که با همه ی وجود از خودش متنفر باشه.روزی که همه‌ی کسایی که دوسشون داره علیه ش رای بدن و بهش بگن نتونستن محبت اونُ حس کنن یا اون محبت به دردشون نخورده و حتی به مشکلاتشون اضافه کرده، روزی که بهش بگن کاش هیچوقت کاری نمیکرد و کاش هیچوقت نبود.ازون روزه که آدم همه ش بدتر و بدتر میشه ، اون خودش رو با له کردن هر ثانیه ی قلبش مجازات می‌کنه.بدبختانه حتی آدمایی که فقط آسیب میزنن هم دوس دارن به بقیه محبت کنن، فقط به خاطر خودشون. یه کار تماماً خودخواهانه .و شکنجه پشت شکنجه . و زخم روی زخم .

 


مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

دانلود آهنگ فاطمه حسن‌پوردَکان معرفی بهترین سایت های پوکر آنلاین سایت DREAM 20 بهترین ها اندر تاملات یک کرگدن خسته #آموزش_مطالب_زناشویی#سیاست_ها#نکات_خانه_داری و ... گفت و گوهای خودمانی قالیشویی مطالب مفید قالب بیان بلاگ